باغبان کرده فراموش که سیبی دارد ...
از هردری سخنی
خداوندا"چه دلگیراست ,درون ظهری ازگرما , میان کوهی ازآهن, درونش فتنه ها روشن, بدون یار چرخیدن ...
نوشته شده در شنبه 02 دی 1391ساعت
23:01 توسط rahim-afshar|
ارسال نظر(0)
|
| Power By:
LoxBlog.Com |