باغبان کرده فراموش که سیبی دارد ...
از هردری سخنی
بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد! بـا مـن بمــان ... یاشایانلار بیر گون الور، بیر گون الور البته--- آغاچلارلا، بالیکلارلا، قوشلار لا ، بن آمنا هر آنچه می زید حتما که روزی می میرد---- درختان و ماهیان و پرندگان، من آمنا(ایمان آوردیم) آغلایانلار بیر گون گولر، بیر گون گولر البته --- اویانماکلا، آنلاماکلا، بیلمک له، بن امنا همه گربانان حتما که روزی می خندند --- با بیدار شدن، فهمیدن و دانستن، من امنا کیسا چوپ اوزون چوپ دن حاقینی آلاجاک البته --- دیرنمکله، کورتولماکلا، باریش لا ، بن امنا چوب کوتاه حق خود از چوب دراز را حتما که می گیرد--- با مقاومت و رهایی و صلح و آشتی، من آمنا به انتهای بودنم رسیده ام… اما … اشک نمی ریزم… پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند… شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط… اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی نوشته نشده اند !!! شکستنی ها شکست، هرطور مایلیـــــد حمــــل کنیــــــد…!!! یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی، خسته میشوند از رنگ تکراریت، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست… برای پروانه شدن پیله ی دستان تو کافیست… من را محکم تر در آغوش بگیر…
آنان که رفتنشان را طاقت آوردم
" تــــو "
نـبـودنــد.... 
گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ …
پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی
متوجه خواهی شد…
اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت… باران احمق…
این است
معنی مادر …
دکتر علی شریعتی


دیگر احتیــاط لازم نیستــــــ…


| Power By:
LoxBlog.Com |
