باغبان کرده فراموش که سیبی دارد ...

از هردری سخنی

شبای بی ریا "رفیق بی کلک "دریای غم "همه اینها استعارست از ناشده ها برای فریب من وتو پس این دنیا یعنی مای مفرد" یعنی کلی خجالت یعنی ازدحام کلی کثافت "چه روزها وچه شبها که باآرزو به سر نمی شود ولی درپی همه آنها یک چیز خفته است باید برای ماندن به نحو مقتضی شرف نداشت "سگ بود تادلت برای هیچها نجنبد انتخاب پشت انتخاب یکی پست ترازدیگری فقط خدا مانده که گاهی به او نیز شک میکنم....
نوشته شده در سه‌شنبه 18 تیر 1392ساعت 22:23 توسط rahim-afshar| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا